لری پهلوی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/۱٢/٢٤

همان طور که می دانیم مادر در بسیاری از زبان ها و لهجه ها به کار می رود. اما چرا در لری به مادر "دا" گفته می شود؟

دایۀ در عربی به معنای نامادری (ماما، کسی که از فرزند دیگری مراقبت می کند.) است و دا در لری نیز برگرفته از این کلمه است. به عبارتی در حمله اعراب به ایران مادران سرزمین ما کشته شده اند و یا به بردگی گرفته شده اند و فرزندان این سرزمین پیش نامادری بزرگ شده اند و از آن پس دا یا دایه به معنی مادر به کار می رفته است.

لازم به ذکر است کلمه بوئه به معنی پدر در عربی به صورت گفتاری بویه گفته می شود و بابا در فارسی هم به احتمال زیاد از همین کلمه گرفته شده باشد.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٩/۱۳

بهل = اجازه بده، مهلت بده

بنه = بگذار

هر دو فعل بالا در فارسی به معنی بگذار هستند.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٦/۸

نکنیدن = ابراز درد یا خستگی با صداهایی که از ته گلو خارج می شود.

نالنیدن = ابراز درد یا خستگی با بیان کلمات از قبیل ای و ...

نک و نال = ترکیبی از دو حالت بالا

علاوه بر نکه که یک اسم از فعل نکنیدن است یک کلمه نکه دیگر داریم به معنی خاکه قندهای بسیار نرم ته قندان.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٦/٤

در لری به کلماتی بر می خوریم که دارای معانی مخالف با معانی اصلی می باشند.

ملاکت که همان ملائکه می باشد که ة آن تلفظ می شود در لری به معنی آدم بد قیافه و وحشتناک است. حال آن که ملائکه همان فرشتگان هستند.

شفق در لری یعنی آغاز صبح، حال آن که فلق به معنی آغاز صبح بوده و شفق به معنی آغاز شب  می باشد.

از این سری کلمات در فارسی نیز داریم:

سواد به معنی سیاهی می باشد در صورتی که باید به معنی روشنی بخش باشد.

فاضلاب به معنی آب برتر و بهتر می باشد در صورتی که به آب کثیف خروجی از منازل گفته می شود.

همچنین در لری کلمه پگه که کوتاه شده پگاه می باشد به معنی روشنایی است.

تا پگه ه فلان کار  انجام به = تا هوا روشن است و تاریک نشده فلان کار را انجام بده.

در حالی که در فارسی پگاه به معنی صبح معنی شده است.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٥/۳۱

کم و بیش کلمه خس را در ادبیات فارسی می بینیم. ولی راستی معنای غلیظ و رقیق در زبان های ایرانی چیست؟ در لری کلمات جایگزین زیر را داریم:

خس = غلیظ

هُلنگ = رقیق

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٥/٢٥

تیزبال = قسمت ابتدایی بال- اگر پرهای مربوط به این عضو کنده شوند پرنده قادر به پرواز نیست.

بلچک = ته بال - بال چک، چک به معنی گوشه است.

دنه = دنده

قاد = لگن

گرمزگل = ران، می توان گرمز گل را به صورت گر + مز (ماز) + گل نوشت. گر = مثل گر (گل) درخت، مز= ماز - مازه و گل به میان دو پا گفته می شود. قسمتی که به میان دو پا آویزان شده است.

قل = ساعد پا

جیقلدون = چینه دان

توتر = سنگدان

لیقرو = روده

و ...

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٤/٢۸

در لری کلمه حیوان زیاد رایج نبوده و در مورد جانوران خانگی به کار می رفته است و در مورد حیوانات وحشی از جودار (جاندار) استفاده می شده است.

چقل = شغال، مثلا در لکی بچم و در شیرازی بشم.

چوله = جوجه تیغی، به خاطر گرد بودن این حیوان به آن چوله گفته می شود.

ژژو = خارپشت

دله نوک سر (دله با دماغ سرخ) = سمور

پشو = پشی، گربه

مو (مون) = مادیان، اسب

وراز = گراز

...

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩۳/٤/٢۸

همان طور که قبلا گفتیم واژه بام در لری بون یا بو گفته می شود. بون به معنی دشت نیز می باشد. این به این معنی است که میم در بام در لری نون می باشد. بر این اساس دام باید دون باشد که البته به همین صورت نیز می باشد.

روغن دو (روغن دون) = روغن دام یا روغن حیوانی

دنا (دنئا) = دام ها

مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :