لری پهلوی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱۱/۱٦

حردن = خوردن

رمنیدن = خوردن خیار، هویچ و ... که همراه با صدای خرد شدن می باشد.

کروژنیدن = خوردن غضروف و قسمت های نرم استخوان، معادل با واژه corrosion در انگلیسی است. corrosion به معنی خوردگی و زنگ زدگی است.

کروژنک = غضروف

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/٢٦

دیدگاه مردم نسبت به انتخابات در شهرهای ما را می توان در چندین گروه طبقه بندی نمود: 1- گروه جوان به این دلیل در تب وتاب انتخابات قرار می گیرند که شاید با کمک نماینده صاحب کار شوند و وضعیت خود را سر و سامان دهند. در این گروه هر کس به فکر خویش است. 2- گروه میان سال که کارمند دولت هستند نسبت به انتخابات بی تفاوت هستند و این گونه بیان می کنند که ما در اواخر خدمت خود هستیم و نیازی به نماینده نداریم به این معنی که ما به دنبال پست و مقام نیستیم. 3-  گروه جیره خوار که به اندک پس مانده ای راضی می شوند و چیز دیگری نمی خواهند. 4- گروهی که به دنبال پست و مقام هستند تا شاید به کمک نماینده و باندبازی ایشان ریاستی به دست آورده و از این طریق خودی نشان دهند، این گروه گوش به فرمان نماینده بوده و در برابر ایشان قدرت نه گفتن ندارند. 5- گروه منطقی نیز وجود خواهد داشت که به دنبال سبک و سنگین کردن کاندیداها و برگزیدن کاندیدای مطلوب هستند. اکثریت مردم در گروه های دیگر جای می گیرند و این گروه در اقلیت هستند. بنابراین پیشرفت شهر در میان مردم جایگاهی ندارد. تا زمانی که گروه منطقی در اقلیت هستند نباید انتظار پیشرفت و دست یافتن به جایگاه شهرهایی چون اصفهان، تبریز و ... را داشت. هر چند جایگاه این شهرها حق ما بوده است ولی اکنون ما به یک شغل با کمترین حقوق راضی هستیم. نمونه این شغل ها کار در نیروی انتظامی و ... است. اما در شهرهای اطراف ما بدون جار و جنجال و بوق و کرنایی کارخانه ها احداث می شود آن گونه که ما فکر می کنیم همه مثل ما هستند.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤

ابراهیم خدایی: جوک ها را به چندین دسته خوب و بد، مفید و غیرمفید و ... تقسیم می کند. یک دسته از جوک ها را عامل دوام نام لر بیان می کند. ایشان مقاله خود را در سه بخش در سایت لور منتشر کرده است. در یک کامنت از ایشان می توان به مباحث مقاله اش پی برد:

برخی از پیامک های مرتبط با لر قطعا توهین مسلم هستند و باید حتما نسبت به آنها واکنش نشان داد. اما برخی دیگر توهین نیستند بلکه بیشتر "شوخی" هستند. برخی پیامک ها نکاتی منفی از لرها را بازنمایی می کنند (سادگی و حماقت، کثیف بودن و عدم رعایت بهداشت و..) برخی نکات مثبت (زور زیاد داشتن، شجاعت، نکته سنجی و..). اما به نظر من مجموعا باید از همه پیامکهای توهین و شوخی پرهیز کرد، به این خاطر که حجم این پیامکها متاسفانه سرسام آور شده و باعث شده کلمه لر با خنده و جوک قرین شود، لذا تقریبا گسترش تمام پیامکهای لری امری مذموم است.

ایشان راه حل از بین بردن جوک ها را رسم الخط لری، ترجمه قرآن به لری و ... بیان می کند.  همچنین نخندیدن به جوک، حمایت از تیم های فوتبال و ... را در دسته واکنش های فعال و منفعل قرار می دهد.

البته از این مقاله  می توان فهمید موضوع جوک ها بیشتر هالو بودن لر است.

غلامرضا مهرآموز: ایشان معتقد است جوک خوب و بد وجود ندارد. این جوک ها برنامه ریزی شده اند و قصد تخریب دارند. همچنین این جوک ها از حس برتری جویی دیگران و قائل بودن فرهنگ و تمدن بسیار بالا برای خود ناشی می شود. مهرآموز یکی دیگر از دلایل این جوک ها را ایران دوستی و میهن پرستی لرها عنوان می کند.

ولی آقای شهرام شرفی می گویند: آیا با پیامک زیبا خوب می شوم؟

برخی از دوستان به اشتباه فکر می کنند فرهنگ سازی یعنی اینکه پیامک هایی زیبا برای هم بفرستیم. این دوستان غافل از این نکته هستند که فرهنگ سازی با رفتارسازی شهری گونه در کنار صنعتی شدن صورت می گیرد . ضمن اینکه باید حقوق و تکالیف شهروندی نیز آموزش داده شود . مثلا اگر با زیرشلواری بیرون منزل در خیابان قدم بزنم ، آیا با پیامک زیبا، خوب می شوم ؟ اگر برای اختلافات خیابانی یا خانوادگی از خشونت استفاده کنم ، چگونه می توانم ایده آل باشم ؟ بنابراین بر خلاف تحلیل ها و تصورات خام دوستان ، نمی توان فرهنگ سازی را بدون رفتارسازی مدرن و شهری گرایی مدنی ، بدرستی انجام داد . بهتر است در کنار پیامک سازی زیبا و مهم تر از آن ، اصلاح رفتارهای ناپسند در دنیای امروزی را مدنظر قرار دهیم و عملی کنیم .

سخن آخر : آیا با پیامک بد، بد می شوم؟

من باید از خود انتقاد کنم.  تا حس خود خوب بینی منجر به پوشاندن عیب های من نشود و عیب ها برای من به صورت اموری بدیهی درنیایند. اگر پیامکی چنین باشد باید با تمام وجود پذیرفت. ولی این پیامک ها نکته یا عیبی را گوشزد نمی کنند بلکه اوج حماقت را می رسانند که نادرست و شرم آور است. این پیامک ها می توانند تضعیف کننده باشند ولی چگونه باید با آنها برخورد کرد؟ دانایی و آرامش بهترین راه برخورد خواهد بود.

بد نیست این سوال را از وجدان درونی خود بپرسیم که اگر این جوک ها به مردمی دیگر گفته می شد و از لرها تعریف می شد. آیا ما باز هم منتقد این وضع می بودیم؟

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/۱٢

گوش ده وه ناله م که بیتم شاده                          یه شادی نیه درد و فریاده

درد مردمه مردم ساده                                        زخمل بی سرپوش باوه اژداده

کی باید بنه مرهمی ار دردمو                               کی آویاری که شمشالل زردمو

بورن تا بوشیم درد ریمو                                       بکیمو خالی عقده وریمو

مردم هیز گرن بوون وه خور                                  خواو خاموشی دیه نیری سر

عمری خین ایمه گیریاس و شیشه                        قلب ساده مو زخمی و ریشه

چن ساله بوجه ریمو گم بیه                                 جاده ل لرسو هنی خاکیه

نفتلمو غارت پر هر کشتیه                                   سوخت مردم ایمه تپاله و دیه

تن خدا بوشن یه خداییه                                      تن خدا بوشن یه خداییه

ترازی عدل هی وی وی چنی رنگینه                      یه لنگ ار هوا هی وی وی یکی ار زمینه

دزی و برد و بنکل بین خالی                                خین ملتو حورد ا جور زالی

نه آو نه بهداشت نه برق نه حموم                        وه ذلت بیه عمرمو تموم

بوشن وه ارباب ار خواوی دیه                               دورون ظلمت دیه سر رسیه

یه عمره مری دس رنج رعیت                              یه عمره مکی ظلم و اذیت

قسم وه پینه دسل نازارمو                                 مسینیم حقمو وه حقونیت

وه مسسل ای بی انسونیت                              وه مسسل ای بی انسونیت

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                         آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی                            باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار                   صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب                   بهتر ز طاعتی که بروی و ریا کنند

پنهان ز حاسدان بخودم خوان که منعمان              خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی شود                         شاهان کم التفات بحال گدا کنند

 

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/٩

انسان های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند.

انسان های متوسط درباره چیزهایی که هم اکنون وجود دارند سخن می گویند.

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند.

 

انسان های بزرگ به عظمت دیگران می نگرند.

انسان های متوسط چشم به عظمت خود دارند.

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.

 

انسان های بزرگ به دنبال فرهیختگی و دانشمندی هستند.

انسان های متوسط به دنبال یادگیری حقایق علمی کشف شده هستند.

انسان های کوچک می پندارند همه چیز را می دانند.

 

انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند.

انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند.

انسان های کوچک هیچ مسئله ای نمی بینند.

...

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/۸

جُمسن (جنبستن یا جنبیدن) = تکان خوردن، بلند شدن و به حرکت خود ادامه دادن.

بجُم (بجنب) = عجله کن.

بجُِمیم (بجنبیم) = پا شویم برویم.

لیشسن ( لیشیدن) = اندکی تکان خوردن.

جم و لیش (جنب و لیش) = تکان.

جم و لیش نمی کند = هیچ حرکتی نمی کند. تکان نمی خورد. جم و لیش معادل جنب و جوش نیست. جنب و جوش به معنی انرژی داشتن است.

نویسنده: امین ناصری - ۱۳٩٠/۱٠/٧

مرحبا ای عندلیب باغ عشق                       ناله کن خوش ز درد و داغ عشق

خوش بنال از درد دل داوودوار                        تا کنندت هر نفس صد جان نثار

حلق داوودی به معنی برگشای                    خلق را از لحن خلقت ره نمای

چند پیوندی زره ز نفس شوم                       همچو داوود آهن خود کن چو موم

گر شود این آهنت چون موم نرم                    تو شوی در عشق چون داوود گرم

مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :