چند فعل و واژه در لری 5

قاولمه = قابلمه، دیگ های معمولی

پاتیل = دیگ های بزرگ

غزگون (قزگون) = دیگ های بسیار بزرگ، در بعضی گویش های ایرانی قزقان و قزقون و ... گفته می شود.

دوری = بشقاب، بشقاب در لری نیز به کار می رود. البته بشقاب یک کلمه ترکی است.

مجمه = سینی، سینی در لری نیز به کار می رود. سینی معرب واژه چینی است.

آش پال = آب کش، لرها در سال های دور از چوب بادام کوهی آب کش درست می کردند و به آن تییژه می گفتند.

تکله = تک کوچک، دمی. تک به نوعی سفره گذشتگان بوده است. تک را از مو (درخت خرما) می بافتند.

دار نهادن = بار گذاشتن

برشتن = کباب کردن، بن مضارع برشتن، بریژ است. در مناطق دیگر بریز هم گفته می شود. گمان می رود بریژه یک اسم از این فعل باشد.

بریژه = آدامس، سقز. هر دوی این کلمات در لری به کار می رود. مطمئناً پیشینه وآژه سقز بسیار بیشتر است.

اناشتا = ناشتا، صبحانه

چاس = چاشت، ناهار

پسی چاس (پس از چاس) = عصرانه

شوم = شام

/ 5 نظر / 3 بازدید
مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

سلام جناب ناصری فوق العاده قشنگ بود.اگر عنوان برای این پست میذاشتی بهتر می شد. کلمات و اصطلاحات مربوط به وعده های غذایی(‏mealtimes‏) را اگر در پستی جدا با این عنوان میذاشتی جالبتر و آگاهی بخش تر می شد. نمیدانم در لری پهلوی(=مینجایی) شما هست یا نه ولی در لری پهلوی ما "دئگله"، نیز وجود دارد به معنای"قابلمه یا وعده غذای تک نفره(کلا کوچک). عالی بود. زنده باشید

مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

منظورم از عنوان یک عبارت مناسب با محتوای پست بود. عنوان " چند واژه در زبان لری" عبارتی عام نه دال و تخصیصی برای محتوای پربار این پست است.با آرزوی نیک فرجامی

سیفی/انجمن تحصیلکردگان لر

با سلام. در لری صبح شوکی گفته می شود. ظهر نیمرو و غروب ایواره. نهار را نیمروژه می گوییم و عصرانه را دما نیمروژه. کار بسیار جالبی انجام میدهی موفق باشی

رها

پاکش کردم دیگه مهم نیست... امید که پرنده دلتان همیشه آزاد باشد...

احمد

سلام آقای ناصری، من احمد برادر مهرآموز هستم. برادرم پیش من از خدمت ارزنده و زحمات شما برای زبان لری تعریف کرده است. از کارتان بسیار ممنونیم. زنده باشید