گذری بر گذشته سازی افعال در لری

در زبان فارسی ساخت افعال ماضی به روش های مختلفی انجام می پذیرد ولی در لری روش تقریبا یکسان بوده و اصولی تر می باشد. هر چند بحث در مورد زبان با توجه به پویایی آن مشکل است. این روش به صورت زیر می باشد:

بن مضارع + ست = فعل ماضی

به عنوان مثال گذشته دانم می شود: دانستم. یعنی:

دان + ست = دانست

به همین روش:

توان + ست = توانست

گری + ست = گریست (در لری گریو + ست = گریوست)

خوا + ست = خواست

در این روش استثناهایی وجود دارد. ولی قبل از پرداختن به این استثناها فعل نشستن را بررسی می کنیم:

نشست = نش + ست

مثال بالا به این نکته اشاره می کند که بن مضارع نشستن، نش یا نیش می باشد و نه نشین. همان گونه که در بسیاری از مناطق لرنشین بنیش یعنی بنشین به کار می رود.

حال بعضی دیگر از افعال با اندکی تغییر را مثال می زنم:

1ـ بن مضارع شستن، شو می باشد، شو + ست = شست (ششت)

2ـ بن مضارع نوشتن، نویس می باشد، نویس + ست = نویسست(نوشت)

3ـ بن مضارع لیسیدن، لیس می باشد، لیس + ست = لیسست(لشت)

4ـ بن مضارع چشیدن، چش می باشد، چش + ست = چشست (چشت)

5ـ بن مضارع ریسیدن، ریس می باشد، ریس + ست =ریسست (رشت)

6ـ بن مضارع هشتن، هل می باشد، هل + ست = هلست (هشت)

7ـ بن مضارع داشتن، دار می باشد، دار + ست = دارست (داشت)

8ـ همچنین کشتن، کاشتن، انباشتن و ...

در موارد بالا افعال درون پرانتز در لری کاربرد دارند که در همه موارد س قلب به ش شده شده است. اکنون مثال های بیشتری روی افعال ویژه لری ذکر می کنیم:

دیس + ست = دیسست (دیسیدن به معنی چسبیدن می باشد.)

کلاش + ست = کلاشست (کلاشیدن به معنی خاریدن می باشد.) و ...

حال به مثال های زیر توجه کنید:

او دانست.

زنجیر برید.

در دو مثال بالا هر دو جمله گذشته می باشند در حالی که ساختار آنها با هم فرق می کند ولی در لری ساختار هر دو یکسان است:

او دونس.

زنجیر برس.

لازم به ذکر است که ت پایانی در لری در بیشتر موارد تلفظ نمی شود.  

همچنین ساختار ماضی مجهول نیز به همین صورت است.

بن مضارع + س (ست) = ماضی مجهول

در ساخت ماضی مجهول بن مضارع دستخوش هیچ گونه تغییری نمی شود.

موارد زیر را ببینید:

 گرتن ( گرفتن)، حردن (خوردن)، کشتن، کاشتن

او گیرس = او گرفته شد. ( او اسیر شد.)

غذا حورس = غذا خورده شد.

اون گرتم = او را گرفتم.

غذان حردم = غذا را خوردم.

زمی کارس = زمین کاشته شد.

زمین کاشت = زمین را کاشت.

توجه : حرف نون علامت مفعولی می باشد.

اکنون پیوند و پیوستن در زبان فارسی را بررسی می کنیم:

پیو + ست = پیوست.

بنا بر این مثال بن مضارع پیوستن، پیو می باشد ولی به عنوان مثال بپیویم بدون کاربرد بوده و بپیوندیم به کار می رود.

حال نیز در لری تنها پی به کار می رود و به معنی رابطه فامیلی است و کاربرد آن با افعال زیر مشهود است:

پی بردن = احساس بر رابطه فامیلی داشتن.

پی دادن = بیان رابطه فامیلی. به عنوان مثال علی به حسن پی داد یعنی علی به حسن گفت فامیل هستیم.

پی داشتن = فامیل بودن.

این مطلب کامل می شود.

 

/ 5 نظر / 158 بازدید
مهرآموز

سلام بسیار عالی بود احسن

ماشا

سلام گرامی... واتوره با چند دو بیتی لکی به روزاست و منتظر نقد و نظرت. کی ئم؟ آشفته حال فه که ری ئی!!

ماشا

من, بچه شاد شرمگینی بودم.... ........ ..... ... سلام گرامی.. واتوره با یک سپید و چند دو بیتی لکی به روز است و منتظر نقد و نظرت..

ماشا

بی پرده بگویم پرده به حرمت پنجره دست درازی می کند.... سلام... واتوره با حرمت پنجره به روز است و منتظر دیدارت..

ماشا

بی پرده بگویم پرده, به حرمت پنجره دست درازی می کند.. سلام... واتوره با چند دو بیتی به روز است و منتظر نقد و نظرت.