مقایسه چند واژه بین لری و دیگر گویش ها

واژه های زیر بین گویش های کرمانی، شیرازی، اراکی، لری مشترک است:

آب = آو               تب = تو            شب = شو

لب = لو              سبز = سوز      آسیاب = آسیاو

آبله = آوله           تابه = توه          آفتاب = افتو

خواب = خواو        افسار = اوسار    کفش = کوش

بنفش = بنوش (لری)

حال سوال اینجاست چرا حافظ و سعدی این گونه شعر نسروده اند. آیا ایران همیشه یک زبان نوشتاری داشته است؟

 حذف حرف ف در لری کاربرد بیشتری دارد، از جمله:

گفت = گوت   گرفت = گرت    رَفت = رت

از واژه نامه ای که از گویش فراهانی (اراک در نزدیکی شهر قدیمی فراهان است) از اینترنت گرفتم چند لغت مشترک با لری را در زیر می آورم:

ال = کج ، در لری : هل = کج

دو = دوغ و آودو=آب دوغ

برفله = برف اندک، ساختار آن مانند تیکله در لری است.

بیل کلاش = وسیله که با آن گل بیل را می کنند. در لری: بن کلاش(البته ن در بن ساکن شده و تلفظ نمی شود) = ته دیگ، البته کلمه ته ریشه عربی دارد و بن ریشه فارسی دارد.

تُله = خربزه کوچک و نیم رس، که دقیقا به این معنی به کار می رود.

چاچوله باز = حیله گر، در گویش یزدی هم به کار می رود.

چُر = ادرار

چَکِّچول: چوب‌خرده‌ و چیزهای دیگر که برای سوزاندن جمع شود. در لری چخ چیله گفته می شود.

دُما = عقب

درو = دروغ

سور = سرخ

البته لغات مشترکی که به وضوح مشخص است آورده نشده است. همچنین لغات خاص فراهانی زیادی نیز وجود دارد.

حال چند لغت از گویش های استان کرمان با لری مقایسه می کنم:

ستاره = اِساله(زرندی)، در لری: ستاره = آساره

دشنام = دشمون (کرمانی)، در لری دشنام = دشمون

کبک = کوگ (بردسیری)، در لری : کبک = کوگ

آبستن = اوس (کرمانی)، در لری : آبستن = آوس

البته این به معنی یکسان بودن لری با این گویش ها نیست. ولی این لغات متمایز کننده لری از فارسی نوشتاری هستند. لغات خاص این گویش ها زیاد است.

/ 2 نظر / 5 بازدید
رها

محتوای وبتون واسه بالا بردن سطح آگاهی ما خیلی مفیده دستون درد نکنه

مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

سلام جناب ناصری عزیز حضور گرمتان را پاس می دارم بسیار جالب است افرین به شما برادر عزیز با کارهای زیبایتان برای زبان فاخر لری پهلوی