چند فعل و واژه در لری 4

موچ = چسبناک

لوچ = چروک

راق = آدم یک دنده، اصطلاح یک دنده از اصطلاحات مربوط به خودرو گرفته شده است.

موچول = آدمی که اصطلاحاً گیر است و به نوعی به آدم می چسبد.

زوق بریدن = زل زدن، اراکی ها زاق بریدن می گویند.

ملس دادن = قورت دادن، در مورد چیزهایی که نسبتا آبکی و نرم (ژله ای) هستند به کار می رود.

ملس گه (ملس گاه) = حلق، ناحیه اطراف زبان کوچک و اپی گلوت

قیت دادن = قورت دادن، در این حالت معمولا عمل قورت دادن به راحتی ملس دادن نیست.

قیت = قوت، روزی

مکس کردن = تعارف کردن، در متون قدیمی واژه مکاس وجود دارد.

این افعال و واژه ها نشان می دهند که زبان عربی نفوذ کمی در لری داشته است. همچنین فراوانی و پویایی واژه ها در لری را بیان می کند و به درستی می تواند کامل کننده زبان فارسی باشد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

سلام برادر عزیز جناب آقای ناصری جالب بود. موچول را اولین بار بود می شنیدم ما دسموچ داریم که معنای خسیس می دهد و موچ در لری یعنی محکم بسته شده. به نظر شما موچ می تواند ارتباطی با موچول داشته باشد؟یک پیشنهاد: اگر با برنامه ریزی مدونی با نت برداری تدریجی مواردی که به ذهنت می رسد یا می شنوی می توانی پست های وبلاگ را غنی تر کنید. پیروز باشید

مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

برادر ناصری پاسختان جالب بود شاید من الن حضور دهن ندارم واژه ای که باپسوند "ول" ساخته شده باشد یادم نمی آید- در مورد معنای واژه خسیس در زبان لری تاکنون در گویش های و لهجه های مختلف لری خودمان واژگان زیر را پیدا و ثبت کرده ام که برخی از آنها ممکن است اندک تفاوت در مولفه های بار معنایی داشته باشد که به آن "نوآنس" می گوییم. این واژگان عبارتند از: دسموچ- گناس- چرم آوگیر- بئ ناخو (خسیس و بی رحم از نظر اقتصادی)- کژاژسر- کرچوک- نگریس- طمعدار- جیفه دوس واژه عربی خسیس که جدیدا در لری به کار می رود از وام واژه هایی است که از رهگذر زبان فارسی از سوی قشر تحصیلکرده لر وارد لری شده است-متاسفانه شدت کاربرد آن به حدی است که اگر بی توجهی شود تمام مترادف های پیشین لری را به فراموشخانه تاریخ خواهد انداخت. این پرباری مترادف ها در لری آدم را به یاد غنای واژگانی زبانهای بزرگ اروپایی و بلکه بالاتر می اندازد.زبان لری در معرض خطر است به قول قدیمی های خودمان " بئ حاون/بئ صاوو" است تا جایی که برخی با توجه به این لری ضعیف شده لری این زبان بسیار غنی را یک لهجه تلقی می کنند و بقیه هم می پذیرند

مهرآموز-از انجمن تحصیلکردگان لر

جالب است تنوع آوایی- تلفظی و ساختواژی وسیعی در این گویش ها و شعبات آنها دیده می شود.مثلا تلفظ " نگنیس" در لهجه شما برای " نگریس". ی ا اینکه شما "کژاژ" را به تنهایی به کار می برید ولی در مجموعه ثبت شده قبلی به صورت صفت مرکب" کژاژسر" آمده است ولی شما به صورت "کژاژ" به کار می برید زیرا کژاژ باید یک معنایی داشته باشد تا بتواند با کلمه دیگری مانند "سر" ترکیب شود و یک واژه جدید بسازد. این مجموعه به هیچ وجه بسته نیست و امکان بسط دارد.سپاسگزارم